میلاد نور
ای در حریم عشق خدا آشناترین
وی در سپهر مهر و وفا باوفاترین
ای آیه های نور حضور نگاه تو
در باغ سبز آینه ها دلرباترین
عطر بهار عاطفه خیزد ز باورت
باشد از آن کلام تو پر محتواترین
ای گوهر یگانه ی هستی که بی گمان
هستی به تارک دو جهان پر بهاترین
گل واژه ی صداقت و اخلاص از ازل
گل کرده در نیایش تو پارساترین
هرگز ندیده دیدهی گردون به روزگار
چون چهره ی مشعشع تو دل گشاترین
جان های پاک تا حرم یار پر کشند
تا اقتدا کنند به تو مقتداترین
از قله های سبز عدالت نظاره کن
ای وسعت نگاه تو بیانتهاترین
آرام می شود دل توحید باوری
تا می تپد به سینه ی تو با خداترین
ای منجی بزرگ بشر هادی سُبُل
تعجیل در ظهور کن ای رهنماترین
تفسیـر کن تــرانـه ی مـیـلاد نـور را
ای بر«فراز» مأذنه ها خوش صداترین