بلور برف شبی که دست فلک گردنقره می پاشید درخت ها همـه گلپوش گشته بود از برف سپـهر نیلی وارون ز دانـه های سـپید به سان چشمه خودجوش گشته بودازبرف حصار ظلمت شب را بلور برف شـکست زمین چون آینه مفروش گشته بود از برف به یک نسیم سبک عاشقانه می رقصید درخـت بید که […]